نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

امروزه مطالعات پسا استعماری یکی از جدیدترین حوزه‌های علوم اجتماعی در کشورهای موسوم به جهان سوم است که توجه روزافزونی را به خود جلب کرده است. مطالعات پسااستعماری به دنبال آشکار کردن این مسئله است که مدرنیته چگونه در قالب گفتمان شرق‌شناسی در پی شکل دادن به یک چارچوب تجویزی برای رفتار استعمارگرایانه غرب با شرق است. بر این اساس "تلاش برای به رسمیت شناختن تفاوت‌ها" را به عنوان هدف عملی خود انتخاب کرده است. تحقق این هدف نیازمند نوع خاصی از "بازنمایی" است یعنی تصویر خود در نزد "خود" و "دیگری" باید تغییر کند. بنابراین می‌توان گفت مطالعات پسااستعماری خود را محدود به نقد غرب نمی‌کند؛ بلکه نقد تصویر خود در نزد خود و انتقاد از خود نیز بخشی از آن است. بنابراین در این پژوهش به نقد بازنمایی جامعه ایران در سریال قهوه تلخ مهران مدیری پرداخته‌ایم. سوال اصلی ما این بوده است که روایت سریال از تقابل سنت/مدرنیته چگونه است؟ به عبارتی این‌که آیا جامعه ایران به عنوان پدیده‌ای نامعقول و ناسازگار با مدرنیته بازنمایی می‌شود؟ با استفاده از رویکرد نقد پسااستعماری برای پاسخ به سوالات فوق از روش واسازی استفاده کرده‌ایم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که روایت غالب سریال از تقابل سنت/مدرنیته، یک روایت سنت‌گریز است. بر این اساس سنت (جامعه ایران) به عنوان دیگری مدرنیته بازنمایی شده است. هرچند در موارد متعددی روایت مرکزگرای فیلم خود را واسازی می‌کند. اما از آنجایی که در تحلیل واسازی هدف جایگزین کردن یک مرکز با مرکز دیگر نیست، باید به دنبال ارائه راهکاری برای برون رفت از تقابل سنت و مدرنیته و کمک به فهم این تقابل در جامعه ایران باشیم. به عبارتی می‌توان گفت این تقابل از اساس کذب بوده و باید به دنبال یک راه سوم یا به عبارت دیگر مدرنیته بومی باشیم.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The post-colonial criticism of Ghahveye Talkh narative about the political iranian modernity

چکیده [English]

Postcolonial studies are of those new social science areas in the so-called third world which catches a lot of attention. The postcolonial studies are meant to clarify how the modernity, through Orientalism discourse, tries to establish a prescribed framework for the colonial treatment of the west to the east.
Therefore, the postcolonial studies have chosen the difference recognition as its practical goal. Reaching this goal needs a certain kind of representation, namely, the image of self and the other should change. Therefore, it can be said that the postcolonial studies do not limit themselves to criticize the west , but the critique of self-image and the self criticism are parts of the postcolonial studies.
Based on the above approach, this research tries to criticize the representation of Iranian society in Ghahveye Talkh serial, directed by Mehran Modiri. Therefore, the main question of the research is what is the serial narrative toward tradition/modernity extremes, in other words, if the Iranian society is represented as incompatible and irrational phenomenon toward modernity.. using post-colonial criticism approach,, deconstruction methodology is applied to answer this question.
 The findings of the research show that the dominant narrative of tradition/modernity contrast of the serial is a anti-tradition narrative. Based on this tradition, the Iranian society is represented as the other of modernity. Although, in several cases, the centripetal narrative of the film itself is deconstructed. But because in the deconstruction analysis, the goal is not to replace a center with another one, , but also a solution should be found for this tradition/modernity extreme and be understood in the Iranian society. In other words, , this tradition/modernity contrast is completely false and a third solution or the native modernity should be found.

کلیدواژه‌ها [English]

  • postcolonial studies
  • Modernity
  • deconstruction
  • Representation
  • Ghahveye Talkhe serial
  • Orientalism