چکیده

وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تغییر ترکیب جمعیتی برخی کشورهای غربی به‌واسطه حضور فزاینده اقلیت‌های مسلمان در این کشورها طی دهه‌های اخیر باعث شده تا پوشش اسلامی اهمیتی خاص پیدا کند. در این راستا حوزه‌ای پژوهشی نیز تکوین یافته که شیوه‌ای خاص از ادراک موضوع را سامان داده و دانشی معین از آن را تولید کرده است بی آن‌که پیش‌فرض‌ها، رویکردها، و یا نحوه طرح مسائل در آن مورد باز‌اندیشی قرار گرفته شده باشند. در مطالعه حاضر تلاش شده تا ضمن مروری انتقادی بر پژوهش‌های موجود در حوزه پوشش به این سؤالات پاسخ داده شود که این پژوهش‌ها چگونه به موضوع پوشش پرداخته‌اند، چه جنبه یا جنبه‌هایی در آن‌ها نادیده گرفته شده است و از خلال این مباحث امکان طرح چه پرسش‌های تازه‌ای فراهم می‌آید. بحث درباره سیاست‌های دولت حول موضوع پوشش اسلامی، بررسی مسئله  پوشش اسلامی از جنبه حقوقی و دلالت‌های آن برای حوزه عمومی، تحقیق در معانی پوشش اسلامی و سبک زندگی مرتبط با آن، و مطالعه نحوه بازنمایی پوشش اسلامی در رسانه‌ها از جمله مضامینی هستند که در این دسته از پژوهش‌ها بیشتر مورد ‌توجّه قرار گرفته‌اند. در این مطالعه، ضمن مرور هر یک از پژوهش‌های مذکور و ذکر محدودیت‌های آن‌ها، تلاش شده تا با نقد کلیت این فضای گفتمانی، زمینه طرح پرسشی جدید فراهم آید.

کلیدواژه‌ها